سریال کره ای جومونگ Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
پنجشنبه 26 بهمن ماه سال 1385
عشق آن است که به یادش باشی
نوشته شده توسط حسن معماری در ساعت 08:10 AM
موضوع: دل نتگی هام

عشق آن است که به یادش باشی

عشق افسانه نیست آنکه عشق آفرید دیوانه نیست عشق آن نیست که در کنارش باشی عشق آن است که به یادش باشی

مـــــرا آمــــوخـتــــی آواره باشـــم بـه درگــاه جنــون بیچــاره باشـــم تو خورشیدی مدار عشق با توست مـــرا بگـــــذار تـا سیــــاره باشـــم


تمام خنده هایی که از صورتم گرفتی .... بخاطر تمام غمهایی که بر صورتم نشاندی .... نمی بخشمت .... بخاطر دلی که برایم شکستی .... .. بخاطر احساسی که برایم پرپر کردی ..... نمی بخشمت .... بخاطر زخمی که بر وجودم نشاندی ..... بخاطر نمکی که بر زخمم گذاردی .... و می بخشمت بخاطر عشقی که بر قلبم هک کردی rose rose
پنجشنبه 19 بهمن ماه سال 1385
قسم می خورم
نوشته شده توسط حسن معماری در ساعت 1:42 PM
موضوع: دل نتگی هام

قسم می خورم

برای عطر نرگس ها را به شکوه عشق تو تقدیم می کنم

 و قسم می خورم تا آن روز که سوار مرگ به سویم می آید

  و خورشید زندگانیم آخرین پرتو های طلایی اش را بر من می تاباند

   تا آخرین لحظه حیاتم که نیمه جان بر زمین افتادم

     و تا آن دقیقه که نام سرخت در قلم همچون چراغی سو سو می زند

       و تا آخرین لحظه ای که چشمانم بر روی هم بسته می شود

             دوستت داشته باشم ...

پنجشنبه 12 بهمن ماه سال 1385
میدونی !
نوشته شده توسط حسن معماری در ساعت 10:53 AM
موضوع: عکس هایی که مال من نیست !!

میدونی !

هر روز شبها باهات حرف میزنم

به رویاهای شیرینم سر میزنم

اخره هر قصه تو از یادم میری

با یکی دیگه به میدونه قصه ها میری

ولی من دوباره تکرار میکنم

از ته دلم فریاد سر میکنم

که دوستت دارم جونم رو فدات میکنم


ولی عزیزم تو دلسردم کردی از جاده ی پرواز خارجم کردی

مجبورم کردی که بگم دوستت ندارم دیگه علاقه ای به پرواز ندارم

مجبورم کردی که برم با یکی دیگه با یکی که حتی نمی دونم کیه

یه عشق خیالی بسازم یه قصر پنبه ای بسازم

بشم شاهپری قصه هاش قصه هایی که پر از لذت بود براش

ولی عزیزم این قصه ها برای من لذت نداره اصلا این دل بدونه تو طاقت دیدن نداره


برو خوش باش منم خوشبختم

فکر نکن دنبال بهانه میگردم

که بهت بگم دوستت دارم

هنوزم برات میمیرم وشوقتو تو سر دارم

تو رفتی و من و با رویاهام تنها گذاشتی

منم میرمو اونو با تو تنها میزارم

فقط یه تقاضا دارم از خدای مهربون

که اونم مثل خودت از زندگیت بره بیرون

پنجشنبه 5 بهمن ماه سال 1385
خانه ام ابری ست
نوشته شده توسط حسن معماری در ساعت 08:12 AM
موضوع: دل نتگی هام

خانه ام ابری ست

خانه ام ابری ست اما

ابر بارانش گرفته است.

در خیال روزهای روشنم کز دست رفتندم

من به روی افتابم

می برم در ساحت درِیا نظاره

و همه د ریا خراب و خرد از باد

و به ره نی زن که دایم می نوازد نی.در این دنیای ابر اندود

راه خود را دارد اندر پیش.